آخر از عشق تو ساكن كليسا ميشوم . ميكشم دست از مسلماني مسيحا ميشوم . آنقدر بر كشتي
عشقت نشينم همچو نوح . يا به عشقت ميرسم يا غرق دريا مي شوم

آرزو دارم شبي عاشق شوي. آرزو دارم بفهمي درد را. تلخي برخوردهاي سرد را. مي رسد
روزي که بي من لحظه ها را سر کني. مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني. مي رسد
روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني

اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال مني؟ خيال کنم دل منو با رفتنت نمي شکني ؟اجازه
هست خيال کنم بازم مي آي مي بينمت ؟ با اون چشماي مهربون دوباره چشمک مي زني؟
طپش طپش با چشمکت غزل بگم براي تو با اتکا به عشق تو تو زندگي برم جلو؟

اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت
كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي
تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد

اهل کوچه همه رفتند ولي ما مانديم حقمان است اگر بي کس وتنها مانديم در به روي همه وا
بود ونمي دانستيم شهر لبريز خدا بود ونمي دانستيم هيچ تقصير کسي نيست اگر رنجوريم
روشني هست خدا هست ولي ما کوريم

تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت
براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه
اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم

در مكتب ما رسم فراموشي نيست.در مسلك ما عشق هماغوشي نيست.مهر تو اگر به هستي ما
افتد.هرگز به سرش خيال خاموشي نيست

زندگي سه چيز است : 1. اشكي كه خشك مي شود . 2. خنده اي كه محو مي شود . 3. يادي
كه در ديار فراموشي مي ماند

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها
محو شوم
ماهي لب بسته را انديشه غلاب نيست
انسان بيفکر را انديشه فردا نيست

