



دوست داشته باش و زندگي کن!زمان براي هميشه از آن تو نيست

روحي که يک بار سايه خدا را ديده باشد ، هرگز از اشباح ابليسان نخواهد ترسيد

خداوند به فرشتگان عقل داد، بدون شهوت.حيوانات را شهوت داد، بدون عقل و انسان را شهوت داد با عقل ؛ هر انساني که عقلش به شهوتش غلبه کند از فرشتگان بهتر است و هر انساني که شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حيوان است
زماني که متولد شدم يکي تو گوشم گفت تا آخر عمر با تو هستم! خنديدم و گفتم:تو کي هستي؟ گفت: غم و تنهايي

نوشته شده توسط محسن در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت 14:43 موضوع | لینک ثابت
شیشه دل را شکستن احتیاج سنگ نیست این شقایق با نگاهی سرد پرپر می شود

هيچ وقت نذار يه ديوونه بوست كنه.هميشه بذار يه بوس ديوونت كنه![]()

نوشته شده توسط محسن در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 13:45 موضوع | لینک ثابت
يكي بود يكي نبود . اون كه بود تو بودي اون كه تو قلب تو نبود من بودم . يكي داشت
يكي نداشت اون كه داشت تو بودي اون كه جز تو كسي رو نداشت من بودم

يادمان باشد از امروز جفايي نکنيم گر که در خويش شکستيم صدايي نکنيم پر پروانه شکستن هنر انسان نيست گر شکستيم زغفلت من و مايي نکنيم يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش ساز و نوايي نکنيم يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بي سرو پايي نکنيم
يا دمان باشد اگر شاخه گلي چيديم وقت پرپر شدنش سوزو نوايي نکنيم يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم يادمان باشد ازامروزخطايي نکنيم.گرچه درخود شکستيم صدايي نکنيم

هميشه با بدست آوردن اون کسي که دوستش داري نمي توني صاحبش بشي ، گاهي وقتها لازم هست که ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي
همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميکنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگي کردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مکن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشدافسوس...آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه مي کشيم

نگاهي آشنا به ياس کردم ..تو را در برگ گل احساس کردم ...خلاصه در کلاس ناز چشمت دو واحد عاشقي را پاس کردم
ميتوني نگاهم نكني- اما نميتوني جلوي چشماي منو بگيري- ميتوني بگي دوست ندارم- اما نميتوني بگي دوسم نداشته باش ميتوني از پيشم بري- اما نميتوني بگي دنبالم نيا-پس من نگاهت ميكنم- دوست دارم- وتا ابد دنبالت ميام

معلم پرسيد عشق چند بخشه؟ زود دستم رو بالا گرفتم گفتم: يك بخش.
اما از وقتي كه تو روشناختم فهميدم
عشق
3 بخشه:
عطش ديدن تو.....
شوق با تو بودن.....
و
اندوه بي تو

گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود

گفتگوي ماه و نابينا:
نابينا گفت : دوستت دارم. ماه گفت تو که منو نمي بيني چطوري دوستم داري نابينا گفت اگه مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم اما الان که نمي بينمت عاشق خودت هستم

كاش مي شد اشك را تهديد كرد مدت لبخند را تمديد كرد كاش مي شد از ميان لحظه ها لحظه ديدار را نزديك كرد!

عشق تنها مرضي است که بيمار از آن لذت مي برد. ( افلاطون )
عشق مرد قسمتي از زندگي او و عشق زن همه ي زندگي اوست. ( لرد بايرون )
عشق ابداء زن هاست . ( مونژرلان )
اولين طليعه ي عشق آخرين تابش عقل است . (آنتوان برت )
زمان همه چيز را از بين مي برد تنها عشق است که آن را جاويد مي سازد. (پل کلودل )
عشق قالبا يک نوع عذاب است اما محروم بودن از آن مرگ است. ( شکسپير )
بي عشق زندگي محال است. ( افلاطون )
عشق عبارت است از لبخندي و قطره ي اشکي از آسمان انديشه و لبخندي از بوست(محسن عابدینی)
زير آوار جفا دل دادش به هر بلا با همه عشق و وفا راهي شد تو قصه ها اونكه موند يه قصه ساخت اما هي هستي شو باخت قصه ها به سر رسيد ،اون به عشقش نرسيد هيشكي خوابشو نديد، گل يادشو نچيد گم شدش تو قصه ها، توي شهر عاشقا

يكي بود يكي نبود يه دروغ كهنه بود يكي موند يكي نموند حرف راست قصه بود يكي موند با غصه ها، به غم عشق مبتلا يكي رفت چه بي وفا، با دو رنگي آشنا اونكه موند ريشه پوسوند دلشو غصه سوزوند نالش از ديوه نبود، پشتشو دوري شكوند
در سلولم، عددهاي زمان را مي شمارم مي خواهم فرياد بزنم: حافظ زندگي راهي بنماي درهاي بسيار، پي و زميني ترک دار ديوارهاي آينه اي، فريادهاي منعکس شده، رکودي آرام
زندگي سه چيز است : 1. اشكي كه خشك مي شود . 2. خنده اي كه محو مي شود . 3. يادي كه در ديار فراموشي مي ماند
دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم
در مكتب ما رسم فراموشي نيست.در مسلك ما عشق هماغوشي نيست.مهر تو اگر به هستي ما افتد.هرگز به سرش خيال خاموشي نيست

تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا....
در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد
تا خدا بنده نواز است به خلقم چه نياز است
ميکشم ناز يکي تا به همه ناز کنم
پائيز را دوست دارم
چون فصل غم است
غم را دوست دارم
چون اشک دل است
اشک را دوست دارم
چون گواه دل است
دل را دوست دارم
چون محبت را به من آموخت
محبت را دوست دارم
چون تو را دوست دارم
و
تو را دوست دارم
بي انکه بدانم چرا؟
و
حالا تو به من بگو چرا؟

برسنگ قبر من بنويسيد خسته بود اهل زمين نبود نمازش شکسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تنها از اين نظر که سراپا شکسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه دسته بود
اشكي كه بيصداست پشتي كه بيپناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بيبهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست
آرزو دارم شبي عاشق شوي. آرزو دارم بفهمي درد را. تلخي برخوردهاي سرد را. مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني. مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني. مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني
نوشته شده توسط محسن در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 14:28 موضوع | لینک ثابت
این هم یک عکس باحال که بعد از مسابقات قهرمانی کشور کاراته در رشت برگزار
شد. طرف در حال فراره . نظر شما در مورد این عکس چیست؟

نوشته شده توسط محسن در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 12:51 موضوع | لینک ثابت
آخر از عشق تو ساكن كليسا ميشوم . ميكشم دست از مسلماني مسيحا ميشوم . آنقدر بر كشتي
عشقت نشينم همچو نوح . يا به عشقت ميرسم يا غرق دريا مي شوم

آرزو دارم شبي عاشق شوي. آرزو دارم بفهمي درد را. تلخي برخوردهاي سرد را. مي رسد
روزي که بي من لحظه ها را سر کني. مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني. مي رسد
روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني

اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال مني؟ خيال کنم دل منو با رفتنت نمي شکني ؟اجازه
هست خيال کنم بازم مي آي مي بينمت ؟ با اون چشماي مهربون دوباره چشمک مي زني؟
طپش طپش با چشمکت غزل بگم براي تو با اتکا به عشق تو تو زندگي برم جلو؟

اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت
كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي
تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد

اهل کوچه همه رفتند ولي ما مانديم حقمان است اگر بي کس وتنها مانديم در به روي همه وا
بود ونمي دانستيم شهر لبريز خدا بود ونمي دانستيم هيچ تقصير کسي نيست اگر رنجوريم
روشني هست خدا هست ولي ما کوريم

تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت
براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه
اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم

در مكتب ما رسم فراموشي نيست.در مسلك ما عشق هماغوشي نيست.مهر تو اگر به هستي ما
افتد.هرگز به سرش خيال خاموشي نيست

زندگي سه چيز است : 1. اشكي كه خشك مي شود . 2. خنده اي كه محو مي شود . 3. يادي
كه در ديار فراموشي مي ماند

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها
محو شوم
ماهي لب بسته را انديشه غلاب نيست
انسان بيفکر را انديشه فردا نيست

نوشته شده توسط محسن در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 11:24 موضوع | لینک ثابت
بنام آنكه ناقوس عشق را در يكتاي وجودمان به صدا در آورد
سلام به عشق ليلي و مجنون كه در عشق يكديگر سوخته،سلامي به دستان خسته
فرهاد و به چشمهاي گريان شيرين.اميدوارم سلام مرا از صميمي ترين قلبها پذيرا
باشي!

اي گل سرخ قلبم،اي پروانه گلهايم و اي كسي كه با نگاهت قلبم را تصاحب كرده
اي،اي سلطان قلبم بدان كه هميشه يادت در قلبم هست و هيچ وقت از يادم نخواهي
رفت،بدان كه نبض خاطرم هر زمان براي تو مي زند.
فقط و فقط براي تو!

سفر غريبي دا شتم توي اون چشم سياهت
سفري كه بر نگشتم گم شدم توي نگاهت
يه دل ساده ي ساده كوله بار سفرم بود
چشم تو مثل يه سايه همه جا همسفرم بود
من چون لحظه ي اول آخر راه و مي ديدم
تپش عشقو تو رگهام عاشقونه مي شنيدم
تو شدي خون تو رگهام من ديگه خودم نبودم
براي نفس كشيدن حالا محتاج تو بودم

در عاشقي جايي براي شك نيست!جايي كه عشق هست،فقط عشق است فقط عشق
نوشته شده توسط محسن در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 ساعت 11:9 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط محسن در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 ساعت 11:4 موضوع 3.سی دی های آموزشی یوگا | لینک ثابت
سی دی های آموزشی ایروبیک
نوشته شده توسط محسن در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 ساعت 13:35 موضوع 2.سی دی های آموزشی ایروبیک | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

اسمم محسنه.22 سالمه.توی شهر یزد زندگی می کنم و این وبلاگ را هم برای دل خودم درست کردم
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
وبلاگ کاراته محسن عابدینی
سعیده خانوم گلم(لحظه زیبا)
سی دی های ورزشی
تنديس صامت يك قاصدك(مریم)
عكسهاي رزمي
دوست(هدیه)
مرگ گلبرگهای مریم(امیر خان)
شوتوکان کاراته بانوان استان یزد
نوشته های من(فریبا)
تمام رویاهای من
رویای خیس(مریم)
شوتوکان کاراته امیر(یزد)
پایگاه قهرمانی کاراته هلال احمر
مریم دختر شب
مادر(مینا و مصطفی)
خلوت دل(سیما)
آوای قو(الهام)
در یاد
به وسعت آسمان(شیدا)
طرفداران استاد ایرج و گلپا
شکوفا
دیوانگان معین
محمد رضا
عشق است خدا را(کیانوش)
عکسهایی از کاراته بانوان ایران(شوتوکان)
عکس از همه ستاره ها(آرزو)
شب مهتاب(نازيلا)
مهرنوش
عاشقانه زيستن(آيدا)
دفتر عشق(ميلاد)
مروارید سیاه(ستایش)
نازنین
دنیای هیجان(اکبری)
امین
فرياد عشق(نازنين)
عاشقانه(غزل)
آسمونيهاي عرش عشق(افسانه)
كلبه اي به اندازه تنهايي(مريم)
glabra nonea
لحظه ها و احساس
بيد مجنون(مريم)
احساس با تو بودن(آذين)
مرجان خانوم
دنياي هيجان(اينترنت رايگان.كد جاوا و....)
دختر ستاره ي شبهاي زمستاني(رزگل)
و اما عشق(سحر)
غریبه آشنا(سمیه)
نازنین
مهسا كيان
بياييد عشق را معنا دهيم(آزيتا)
نياز
آخر دنيا...همين جاست(فاطمه)
مردي كه مرد
رپ(پيمان)
غروب عشق(يگانه)
خاطرات عشق(مهناز حاتمي)
عاشقانه ي رها پاييزان
وقتي دلگيري و تنها(ساناز)
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY